بلا خلاف

لغت نامه دهخدا

بلاخلاف. [ ب ِ خ ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + خلاف ) بدون خلاف. بی اضافه و نقصان. ( فرهنگ فارسی معین ). بی کم و کاست. دوراز دروغ و گزافه. حقیقت: وکلاء عالی شأن اگر از چاوش مشارالیه حقیقت استفسار فرمایند بلاخلاف به موقف عرض... خواهند رسانید. ( از نامه شاه عباس به سلطان مراد عثمانی، شاه عباس نوشته فلسفی ج 3 ص 302 ).

فرهنگ فارسی

بدون خلاف ٠ بی اضافه و نقصان ٠ بی کم و کاست ٠ دور از دروغ و گزافه ٠ حقیقت ٠

جمله سازی با بلا خلاف

💡 آنگاه ابن حزم پس از ايرادى كه بر دو سند نامه عمر به ابوموسى گرفته مىنويسد:...و اين درست نيست. زيرا كه در سند اول نامه، نام عبدالملك بن وليد - بن معدانآمده كه مردى كوفى و متروك الحديث و بلا خلاف از اعتبار ساقط است و پدرش هممجهول الهويه مى باشد. و اما سند دوم، بين الكرجى تا سفيانمجهول و ناشناخته و نيز مرسل و منقطع است و در يك كلام مردود مى باشد (933).

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز