لغت نامه دهخدا
برعس. [ ب ِ ع ِ] ( ع ص ) ناقه بسیارشیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
برعس. [ ب ِ ع ِ] ( ع ص ) ناقه بسیارشیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیلیسپاره در طی یک بازجویی از آنکارستروم بچههای او را میبیند. او قول میدهد که هر کاری برای کاهش این فلاکت انجام دهد. آنکاستروم مقاومت را میشکند و میگوید که هورن و ریبینگ نیز در این کار دست داشتهاند. بعد او یک اعتراف کامل میکند و میگوید که تپانچههایی که به کار برده است متعلق به هورن بوده است. برعس او ریبینگ سرسخت تر بوده و اعترافش طول میکشد. شاه گوستاو سوم که ساچمههای زیادی در بدن دارد نمیداند که بزودی خواهد مرد. او سیزده روز بعد از شلیک میمیرد. او دستور میدهد که آنکارستروم و همدستانش بخشیده شوند.