لغت نامه دهخدا
بایسک. [ ی ِ ] ( اِ ) قیافه. || معرفت بحال کسی. ( ناظم الاطباء ). || ( اِخ ) نام مردی بوده است. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). اسم شخصی است. ( از فرهنگ شعوری ). اما لغت و معانی آن جای دیگر دیده نشد.
بایسک. [ ی ِ ] ( اِ ) قیافه. || معرفت بحال کسی. ( ناظم الاطباء ). || ( اِخ ) نام مردی بوده است. ( برهان قاطع ) ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). اسم شخصی است. ( از فرهنگ شعوری ). اما لغت و معانی آن جای دیگر دیده نشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براساس سرشماری سال ۱۹۲۶، ۶٬۳۳۵ کوماندین در قلمرو روسیه زندگی میکردند. در سرشماری سال ۲۰۱۰، این تعداد فقط ۲۸۹۲ نفر بود، اما احتمالاً سرشماری سال ۱۹۲۶ شامل برخی افراد مرتبط بود. برخی از کوماندینها که در سواحل رودخانه بییا زندگی میکردند، از رودخانه کوو در پایین دست، تقریباً به شهر بایسک و در امتداد مسیر پایین رودخانه رودخانه کاتون، تا سال ۱۹۶۹ با جمعیت قومی روسیه درگیر شدند.