بالمان
لغت نامه دهخدا
بالمان. ( اِخ ) نام قلعه ایست در مازندران. رابینو گوید: بعد از مرگ سلطان تکش بسال 596 هَ. ق. شاه اردشیر در مازندران قلعه های بالمان و جهینه وتمام حدود از گرگان تا ری و دژ فیروزکوه را تسخیر کرد. ( از ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 175 ).
بالمان. [ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کزاز علیا بخش سربند شهرستان اراک که در 3 هزارگزی باختر آستانه و 3 هزارگزی راه مالروی عمومی واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای 495 تن سکنه، آب آنجا از قنات و رودخانه تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و بن شن و انگور و شغل مردمش زراعت و گله داری و قالیبافی است. از شازند بدانجا میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
فرهنگ فارسی
دهی از شهرستان اراک است
جمله سازی با بالمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شغل روستاییان کشاورزی و دامپروری ایست. بیشترین جمعیت روستای بالمان را کشاورزان به خود اختصاص دادهاند. این روستا در میان سایر قریه ها دارای منابع آبی خوبی است..
💡 قلعه بالمان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان شازند در استان مرکزی ایران است.
💡 روستای بالمان یکی از زیباترین روستاهای شازند است. این روستا همجوار است با روستای قلعه آقا حمید، شهرآستانه، روستای ظهیرآباد، روستای پرکله و دهکده صیدان و پاموزج.
💡 وضع طبیعی روستای قلعه بالمان بصورت دشتی و کوهپایه ای میباشد. و راه زمینی این روستا بصورت جاده و آسفالته است.از قدیمی ترین ساکنان این روستا میتوان خاندان مرادی و براتی را نام برد که بزرگترین اقوام در این روستا نیز می باشند.