بارجو

لغت نامه دهخدا

بارجو. ( نف مرکب ) بارجوی. آنکه بار جوید. کسی که رخصت شرفیابی خواهد. رجوع به بارجوی شود.

جمله سازی با بارجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۲۹ اکتبر، بارسلونا انتصاب سرمربی بارسلونا بی، سرجی بارجوان را به عنوان مربی موقت تیم اصلی اعلام کرد.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
معجر یعنی چه؟
معجر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز