باربندی

لغت نامه دهخدا

باربندی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل بستن و تهیه کردن بارها. || بسیارخوردگی.

فرهنگ عمید

بار بستن، عمل بستن بار.

فرهنگ فارسی

بسیار خوردگی

فرهنگستان زبان و ادب

{packing} [حمل ونقل دریایی، حمل ونقل ریلی] بستن بارها به صورت ایمن

ویکی واژه

بستن بارها به‌صورت ایمن.

جمله سازی با باربندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ...در جاده نیشابور به سبزوار دو نفر سوار به سرعت در حرکت بودند. هریک از آنان در ترک بند اسب خود دو مشک کوچک آب و یک بسته ی استوانه ای باربندی کرده بدون توقف می تاختند. وقتی تاریکی همه جا را فرا گرفت سواران زیر درختی فرود آمدند و پس از گردانیدن اسبان عرقدار و صرف غذا مدت کوتاهی استراحت کرده دوباره به راه افتادند. هر دو سوار سبکبار بودند و مانند سربازانی که به ماموریت فوری عزیمت نماید اسبان پرطاقت خود را که گویی خستگی برای آن ها وجود خارجی ندارد پیش میراندند. سپیده دم این سواران به آبادی کوچکی که وسط راه بود رسیدند پیرمرد کشاورزی با دو گاو کاری که چوب گاو آهن را روی زمین می کشیدند از آبادی خارج شده بود و به صحرا می رفت. روستایی سفره نانی با مشک آب کوچک به پشت بسته داشت و اندکی از پای راست می لنگید. وقتی سواران به او نزدیک شدند پیرمرد ایستاد و مشغول تماشای آنان شد. سوار اولی به پیرمرد سلام گفت. روستایی با شرمساری از اینکه چرا پیشدستی نکرده متقابلاً سلامی گفت. سوار از او پرسید:

💡 علاوه بر این، سوزنبان موظف است هنگام ورود و خروج قطار وضعیت سلامت فنی قطار از جهت وجود علامت انتها و صحت باربندی و سلامت و وجود تامپون ها و همچنین سلامت سر محور و یاتاقان ها را بازدید و در صورت وجود هرگونه مشکل ضمن توقف دادن به قطار مراتب رو به مسئول کشیک اطلاع دهد.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز