لغت نامه دهخدا
انصافانه. [ اِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) انصافاً و بطور انصاف. ( ناظم الاطباء ).
انصافانه. [ اِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) انصافاً و بطور انصاف. ( ناظم الاطباء ).
💡 تمام اعضاى بدنم عاشق تو است در كوفه جوان بسيار زيبايى زندگى مى كرد كه از ملازمين مسجد جامع و دائما درحال عبادت بود. روزى زنى زيبا نظرش به او افتاد و دلى صددل عاشق او شد و مدتها در عشق آن جوان مى سوخت، يك روز آن زن بر سر راه مسجد ايستادو همين كه جوان را در حال رفتن به مسجد ديد، به او گفت: اى جوان با تو حرفى دارم،اما آن جوان با خدا، كوچكترين اعتنايى نكرد و رفت. روز ديگر باز بر سر راه او ايستاد وبه او گفت: حرف مرا بشنو! جوان گفت: اينجامحل رفت و آمد ديگران و موضع تهمت است، من نمى خواهم مورد تهمت و حرف مردم قراربگيرم. زن گفت: مى دانم كه شما بندگان خاص خدا خيلى زود مورد تهمت قرار گرفتهو بى انصافانه سنگ به شيشه پاك و صاف عفت شما مى زنند، ولى با اين وجود من مىخواهم حرف دلم را به شما بگويم كه تمام اعضا و جوارح من عاشق و شيفته و شيداى تواست.
💡 در كوفه جوان بسيار زيبايى زندگى مى كرد كه از ملازمين مسجد جامع و دائما درحال عبادت بود. روزى زنى زيبا نظرش به او افتاد و دلى صددل عاشق او شد و مدتها در عشق آن جوان مى سوخت، يك روز آن زن بر سر راه مسجد ايستادو همين كه جوان را در حال رفتن به مسجد ديد، به او گفت: اى جوان با تو حرفى دارم،اما آن جوان با خدا، كوچكترين اعتنايى نكرد و رفت. روز ديگر باز بر سر راه او ايستاد وبه او گفت: حرف مرا بشنو! جوان گفت: اينجامحل رفت و آمد ديگران و موضع تهمت است، من نمى خواهم مورد تهمت و حرف مردم قراربگيرم. زن گفت: مى دانم كه شما بندگان خاص خدا خيلى زود مورد تهمت قرار گرفتهو بى انصافانه سنگ به شيشه پاك و صاف عفت شما مى زنند، ولى با اين وجود من مىخواهم حرف دلم را به شما بگويم كه تمام اعضا و جوارح من عاشق و شيفته و شيداى تواست.