افعال قلوب

لغت نامه دهخدا

افعال قلوب. [ اَ ل ِ ق ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آنچه از دل سر می زند. اعمال نفسانی مانند: علم، اراده، طلب و نظائر آن. || در اصطلاح علم نحو از علوم ادب عرب افعال زیر: ظننت، حسبت، زعمت، علمت، رأیت، وجدت و خلت را گویند. این افعال را، افعال شک و یقین نیز گویند. و وجه تسمیه آنها به افعال قلوب آشکار است زیرا همه معنای قلبی دارند، لیکن وجه تسمیه آنها به افعال شک و یقین روشن نیست زیرا هیچکدام بر شک یعنی تساوی احتمال طرفین دلالت ندارند و ممکن است مقصود از شک احتمال راجح یعنی ظن باشد. بهرحال همه این افعال برثبوت برای چیز دیگر بر صفت معین دلالت دارد. و بهمین جهت دو مفعول دارد و مفاد آن اعلام حصول امری است برای امری دیگر بیقین یا بظن بحسب اختلاف معانی افعال مزبور، زیرا بعض این افعال بر علم و ظن دلالت دارد. و فرق دو مفعول افعال مزبور با دو مفعول افعال دو مفعولی دیگر مانند: اعطیت، در این است که مفعول دوم این افعال همان مفعول اول است ( یعنی مدخول آنها مبتدا و خبر است ) و مفعول اول در مانند اعطیت، عین مفعول اول نیست. خلاصه آنکه افعال قلوب از نواسخ مبتدا و خبر هستند و آن دو را که بواقع یک چیز است منصوب می سازد. و دیگر افعال دو مفعولی بر مبتدا و خبر درنیایند و مفعول اول و دوم آنها دو چیز ممتاز و جدا هستند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ). || کارهای قلب یا اعمال نفسانی از قبیل علم، لذت، الم، اراده و نظایر آن. رجوع به قلوب ( افعال ) و خاندان نوبختی 174 شود.

فرهنگ فارسی

آنچه از دل سر زند اعمال نفسانی مانند علم اراده طلب و نظائر آن.

جمله سازی با افعال قلوب

💡 وجود. [ وُ ] (ع مص ) وَجد. جِدَة. وِجدان. یافتن. (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). || دانستن. (از اقرب الموارد). وجد به معنی عَلِم َ آید و در این هنگام از افعال قلوب به شمار آید و دو مفعول را نصب دهد مانند: وجدت صدقک راجحاً. (اقرب الموارد). || هست گردیدن و فعل آن به طور مجهول به کار رود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || (اِمص ) بود. (یادداشت مرحوم دهخدا). هستی. ضد عدم. (ناظم الاطباء). هستی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چیزها را وجودی است در اعیان و وجودی است در اذهان و این هر دو به طبع باشد و اختلاف و تغیر را در آن مدخلی نه و وجودی در عبارت و وجودی در کتابت و این هر دو به وضع باشد و به حسب اختلاف اغراض واضعان مختلف و متغیر شود و از این چهار وجود سه دال بودو آن کتابت و عبارت و معنی است و سه مدلول و آن عبارت و معنی و عین است و وجود در کتابت دال بود و مدلول نبود و در عین مدلول بود و دال نبود و در قول و ذهن هم دال بود و هم مدلول. (اساس الاقتباس ص 62).

💡 و ظاهر كلام چنين مى نمايد كه كلمه (ترن ) در جمله (ان ترن انااقل منك...) از ماده (راءى ) به معناى اعتقاد باشد. و بنابراين،فعل مذكور از افعال قلوب خواهد بود. و ضمير (انا) ضمير فصلى است كه ميان دومفعول فعل مزبور كه در اصل مبتداء و خبر بوده اند فاصله شده است. ممكن هم هست از مادهرؤ يت به معناى ديدن باشد، و آن وقت ضمير نامبرده ضمير فاعلى است كهمفعول را كه در ظاهر لفظ حذف شده تاءكيد مى كند.