کلمه آفریننده به عنوان یک اسم به معنای فرد یا چیزی است که اقدام به ایجاد یا خلق چیزی میکند. خالق به معنای آفریدگار، یکی از نامهای خداوند متعال است. این واژه در قرآن کریم ۸ بار ذکر شده که در ۷ مورد به خداوند نسبت داده شده است. همچنین، واژه خلّاق نیز دو بار در قرآن آمده و در هر دو مورد به عنوان وصفی برای خداوند به کار رفته است. خلق در اصل به معنای اندازهگیری و تقدیر است و از آنجا که آفریدن همراه با اندازهگیری است، به همین دلیل خلق به معنای آفریدن نیز تعبیر میشود. راغب میگوید: اصل واژه خلق به معنای اندازهگیری صحیح است. بنابراین، خالق به معنای اندازهگیر است و به تبع آن، به معنای آفریدگار نیز به کار میرود. مرحوم طبرسی بیان کردهاند که اصل خلق به معنای ساختن چیزی است پس از اندازهگیری دقیق آن به گونهای که هیچ کم و کاست یا نقص و عیبی در آن وجود نداشته باشد. این کار تنها از دست خداوند قادر و حکیم برمیآید. البته این اطلاق به صورت مسامحه و تجوز در مورد غیر خداوند نیز قابل قبول و معقول است.
افریننده
لغت نامه دهخدا
( آفریننده ) آفریننده. [ ف َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( اِخ ) آنکه آفریند. آنکه خلق کند. نامی از نامهای خدای تعالی. خالق. وجودبخشنده. آفریدگار. باری. فاطر. خلاق. ذاری. ( ربنجنی ). جهان آفرین. مبدع. موجد. مکوّن. منشی
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
آنکه آفریند