اصداع

لغت نامه دهخدا

اصداع. [ اِص ْ ص ِدْ دا ] ( ع مص ) متفرق و پریشان گشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اصداع قوم؛ پراکنده شدن ایشان. ( از اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). تصدع. و رجوع به تصدع شود. || اصداع الجمع؛ در اصطلاح صوفیه، فرق است بعد از جمع بظهور کثرت در وحدت و اعتبار کثرت در وحدت، کذا فی لطایف اللغات. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).

جمله سازی با اصداع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اصداع شد سگ او را ز ناله تو کمال به دفع درد سر از دیدهاش گلاب فرست

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز