اشهاد کردن
مترادفها
گواهی دادن، شهادت دادن، شاهد گرفتن
متضادها
انکار کردن
لغت نامه دهخدا
اشهاد کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گواه گرفتن. گواه حاضر آوردن. گواهی خواستن: شهری جماعتی ثقات رابر آن گواه گرفت و اشهاد کرد. ( سندبادنامه ص 303 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گواه گرفتن شاهد گردانیدن.
جمله سازی با اشهاد کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ فریضه نیست بر اولیاء، این اشهاد کردن، لیکن ادبیست از آداب دین که دفع تهمت را فرمود و قطع خصومت را، تا اگر روزی اختلافی و خصومتی بود در ردّ امانت، بر ولّی اقامت بیّنت آسان بود.
💡 در مکاتبات حقوقی و قراردادهای رسمی، گاهی نیاز به اشهاد کردن گواهان بر صحت انجام معاملات برای جلوگیری از اختلافات بعدی در دادگاه است.
💡 بر اساس قوانین قدیمی، اشهاد کردن دو شاهد عادل بر وقوع یک حادثه یا قرارداد، میتواند به عنوان مدرک بسیار معتبری در پروندهها تلقی شود.
💡 وظیفه وکیل در برخی پروندههای حساس، اشهاد کردن بر صحت اظهارات موکل خود در حضور مقام قضایی برای اثبات بیگناهی اوست.