اسیج

لغت نامه دهخدا

اسیج. [ اُ س ِ ی ْ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز، در 37000 گزی شمال خاوری اهواز و 4000 گزی شمال راه ویس به نفت سفید. دشت، گرمسیر. سکنه آن 60 تن. شیعه. زبان: عربی و فارسی. آب آن از چاه است. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین ازطایفه حمید هستند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

جمله سازی با اسیج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نمایشنامهٔ زبردست/زیردست نوشتهٔ برندهٔ جایزهٔ پولیتزر سال ۲۰۰۲ سوزان لوری ـ پارکس در سال ۱۳۸۷ توسط نشر افراز منتشر شد. او نمایشنامهٔ مشهور اوت در اسیج کانتی نوشتهٔ تریسی لتس را در همان سال ۱۳۸۷ منتشر کرد.