استکفاء

لغت نامه دهخدا

استکفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) کفایت کردن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). کارگزاری خواستن. کفایت خواستن. ( منتهی الارب ). || یکساله نتاج ستور خواستن از کسی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) کارگزاری خواستن.

ویکی واژه

کارگزاری خواستن.

جمله سازی با استکفاء

💡 پس از مرگ یعقوب، سپاه او وضعیت نابسامانی پیدا کرد. یعقوب پس از شکست از خلیفه، نامه‌ای به برادرش، عمرو، نوشت و از او خواست که به جندی شاپور برود. در مدت غیبت عمرو، بین او، اطرافیان، نزدیکان و سپاهیان یعقوب فاصله افتاده بود؛ در حالی که علی، برادر دیگر یعقوب، به آن‌ها نزدیک بود و به او اعتماد داشتند. به همین دلیل بعد از مرگ یعقوب بیشتر تمایل داشتند که علی را به‌عنوان جانشین یعقوب برگزینند. بر سر جانشینی چندین روز بحث درگرفت و در نهایت عمرو پیروز شد. حیله و تدبیر عمرو و بی‌تجربگی علی، از عوامل اثرگذار در این تصمیم بود. بعد از قطعیت حکومت عمرو، علی اقداماتی علیه برادرش انجام داد که موجبات دستگیری او را فراهم کرد. اولین اقدام عمرو در جندی شاپور، بعد از رسیدن به حکومت، اطاعت از خلیفه بود. احتمالاً عمرو، یعقوب را به‌دلیل مخالفت با خلیفه ترک کرده بود؛ زیرا او برخلاف یعقوب حکومت استکفاء را ترجیح می‌داد. او برای مشروعیت‌بخشی به حکومت خود به خلیفه نیاز داشت. بیشتر مسلمانان به حقانیت خلافت عباسی اعتقاد داشتند؛ عمرو نیز چاره‌ای جز اطاعت نداشت. خلیفه در پاسخ به عمرو از او خواست تا به نیشابور برود و در آنجا منتظر فرمان خلیفه باشد.