استجابه

لغت نامه دهخدا

( استجابة ) استجابة. [ اِ ت ِ ب َ ] ( ع مص ) استجابت. پاسخ کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). جواب گفتن. ( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ). جواب دادن: استجاب له. || پاسخ خواستن. || پذیرفتن. قبول کردن.( غیاث اللغات ) ( منتهی الارب ). برآوردن. روا کردن. روائی. درگیر شدن. گیرا گردیدن ( چنانکه دعا ). اجابت.
- استجابت دعا؛ اجابت کردن دعا. برآوردن خواهش. روا شدن دعا.
- استجابت کردن؛ روا کردن. اسعاف. برآوردن. اجابت کردن.

جمله سازی با استجابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استكبر: ماده كبر به صورت استكبار و تكبر كه هر دو، افزون طلبى را مى فهمانداستعمال مى شود. البته استكبار، همچون استقرار و استجابه، مبالغه رادر بر دارد؛ گرچه با طلب و فراخوانى به سمت كبر منافاتى ندارد.

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز