ازمت

لغت نامه دهخدا

ازمت. [ اَ م َ ] ( ع ن تف ) آهسته تر. باوقارتر: فلان ازمت الناس؛ ای اوقرهم. ( منتهی الارب ).
ازمة. [ اَ م َ ] ( ع مص ) یکبار خوردن بسیری. || ( اِ ) سختی. || قحط. || ( ص ) قحطناک: سنةٌ ازمة. ( منتهی الارب ).
ازمة. [ اَ زَ م َ ] ( ع اِ ) سختی. || قحط. ج، اِزم. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با ازمت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از اين رو چنين دانشى در قلمرو دين قرار دارد و با اين علم برهانى هر گونه استنباطى ازمتون مقدس دينى انجام يابد، بايد گفت با پيش فهمها و پيش ‍ فرضهاى درون دينى از متن مقدس نقلى، چيزى استظهار شده است.

شیپ یعنی چه؟
شیپ یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز