مستقرض
مترادفها
قرضگیرنده، وامگیرنده
متضادها
قرضدهنده
لغت نامه دهخدا
مستقرض. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استقراض. وام خواهنده. قرض خواهنده از کسی. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به استقراض شود.
جمله سازی با مستقرض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در تجارات عمل هیچ به جز نقصان نیست گر نه سرمایة آن از تو بود مستقرض
💡 مساءله 6 - در صحت قرض اين شرط معتبر است كه قبض و اقباض صورت بگيرد، ودر غير اينصورت بصرف خواندن، عقدش مستقرض مالك قرض نمى شود و بعد از قبضمالك مى شود هرچند كه در آن تصرف نكرده باشد.
💡 مساءله 7 - اقوى آن است كه قرض عقدى لازم است و قرض دهنده نمى تواند آن رافسخ نموده عين مال قرض را به فرضى كه موجود باشد از مستقرض پس بگيرد مقترشهم نمى تواند آن را فسخ نموده در قيميات عينمال قرض را پس بدهد، بله قرض دهنده مى تواند به قرض گيرنده مهلت ندهد و از اوبخواهد كه آن را اداء كند هرچند كه حاجتش از آن برنيامده باشد و هرچند زمانى كه براىبرآوردن حاجت از آن مال لازم است نگذشته باشد.
💡 قرض عبارت است از تمليك مالى به ديگرى به عنوان ضمانت به اينكه او آنمال را به عهده بگيرد كه عين آن و يا مثل و يا قيمت آن را بپردازد، در اين معامله دهندهمال را مقرض و گيرنده را مقترض و نيز مستقرض مى نامند.
💡 آن مرد فقیر که به عنوان مستقرض به بانک مراجعه کرده بود، با ناامیدی از عدم امکان دریافت وامهای مورد نیاز به خانه بازگشت.
💡 در متون قدیمی، کلمه مستقرض برای توصیف کسی به کار میرفت که از دیگران تقاضای قرض کردن پول یا کالا برای رفع نیاز خود داشت.
💡 اگر مستقرض نتواند در موعد مقرر بدهی خود را به صاحب مال بازگرداند، ممکن است با مشکلات قانونی و جریمههای بسیار سنگینی روبرو شود.