مستصرخ

لغت نامه دهخدا

مستصرخ. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استصراخ. فریادخواه. ( آنندراج ). مستغیث. ( اقرب الموارد ). آنکه فریاد می کند برای دستگیری.( ناظم الاطباء ). || وادارکننده کسی را بر فریاد کردن. ( اقرب الموارد ). رجوع به استصراخ شود.

جمله سازی با مستصرخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4 - (مصرخ ) از ماده (اصراخ ) در اصل از (صرخ ) به معنى فرياد كشيدن براى طلب كمك آمده است، بنابراين مصرخ به معنى فريادرس مى باشد و مستصرخ به معنى كسى است كه فريادرسى مى خواهد.