مرفوض
مترادفها
رد شده، مردود، مطرود
متضادها
مقبول، پذیرفته
لغت نامه دهخدا
مرفوض. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از رفض.متروک مانده شده از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رفض شود. || ابل مرفوض؛ شتران به چراگذاشته شده. ( منتهی الارب ). || پرتاب شده و افکنده شده و مرمی. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با مرفوض
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اعلام تفاهم روحانيت با شاه، دسيسه اى براى مرفوض ساختن روحانيت
💡 مى مانند. خودشان مرفوض جامعه هستند مى خواهند ما را هم مرفوض كنند. جامعه خودشان رانمى پذيرد، مى خواهند ما را هم بگويند نمى پذيريم، مى خواهند ما را با اين نقشه مشئوم، منفور جامعه كنند با سر صبر و راحت تبعيت ارباب ها كنند، تبعيت كارش از ارباب بود،مى خواهند تبعيت از اسرائيل كنند، وا مصيبت !.
💡 اينها نقشه اين را كشيده اند كه علماى اسلام را به معرفى كنند. به اينكه اينها هممثل ما مى مانند خودشان مرفوض جامعه هستند خواهند ما را هم مرفوض كنند جامعه خودشان رانمى پذيرد، مى خواهند ما را هم بگويند نمى پذيريم، مى خواهند ما را با اين نقشه مشئوم، منفور جامعه كنند.(832)
💡 درخواست ارائه شده توسط شرکت مذکور از سوی هیئت مدیره به دلیل عدم رعایت استانداردهای لازم، به طور کامل و رسمی مرفوض اعلام شد.
💡 در دادگاههای حقوقی، هرگونه ادعای بدون مدرک و مستند از سوی وکلای مدافع، توسط قاضی به عنوان ادعای مرفوض شناخته و نادیده گرفته میشود.
💡 طرح پیشنهادی که توسط تیم فنی ارائه شده بود، به دلیل هزینههای بسیار بالا و عدم صرفه اقتصادی، از سوی سازمان مرفوض گردید.