متسلل

مترادف‌ها

نفوذی، وارد شده، خزنده

متضادها

محافظ، نگهبان

لغت نامه دهخدا

متسلل. [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) بازگشته و وامانده از عقب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کسی و یا چیزی که پنهان و نادیده بیرون می آید. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با متسلل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 (يـتـسـللون ) از مـاده (تـسلل ) در اصل به معنى بر كندن چيزى است (مثلا گفته مىشـود (سـل السـيـف مـن الغـمـد) يـعنى شمشير را از غلاف كشيد) و معمولا به كسانى كه مخفيانه و به طور قاچاقى از جائى مى گريزند، متسللون گفته مى شود.

💡 نگهبان ساختمان بلافاصله پس از مشاهده یک فرد متسلل در حیاط پشتی، با پلیس تماس گرفت تا او را برای بازجویی به اداره منتقل کنند.

💡 سیستم‌های امنیتی پیشرفته با استفاده از دوربین‌های حرارتی توانستند ورود متسلل را به ساختمان حساس نظامی در نیمه‌شب با دقت بسیار بالایی تشخیص دهند.

💡 پلیس پس از مدتی جستجو در جنگل‌های اطراف، موفق شد متسلل را که به قصد سرقت وارد محدوده محافظت‌شده شده بود، بازداشت و دستگیر نماید.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران