لغت نامه دهخدا
متسلل. [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) بازگشته و وامانده از عقب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کسی و یا چیزی که پنهان و نادیده بیرون می آید. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
متسلل. [ م ُ ت َ س َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) بازگشته و وامانده از عقب. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کسی و یا چیزی که پنهان و نادیده بیرون می آید. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (يـتـسـللون ) از مـاده (تـسلل ) در اصل به معنى بر كندن چيزى است (مثلا گفته مىشـود (سـل السـيـف مـن الغـمـد) يـعنى شمشير را از غلاف كشيد) و معمولا به كسانى كه مخفيانه و به طور قاچاقى از جائى مى گريزند، متسللون گفته مى شود.