متبرج

لغت نامه دهخدا

متبرج. [ م ُ ت َ ب َرْ رِ ]( ع ص ) خودنما و خودآرا. ( آنندراج ). زینت کرده در لباس. ( ناظم الاطباء ). || نازنین و لطیف و ظریف. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تبرج و ماده بعد شود.

فرهنگ فارسی

خودنما و خود آرا

جمله سازی با متبرج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آخـريـن آيـه مـورد بـحـث اسـتـثـنائى براى حكم حجاب زنان بيان مى كند و زنان پير وسـالخـورده را از اين حكم مستثنى مى شمرد و مى گويد: (زنان از كار افتاده اى كه اميدىبـه ازدواج ندارند گناهى بر آنان نيست كه لباسهاى (روئين ) خود را بر زمين بگذارنددر حـالى كـه در بـرابـر مردم خود آرائى نكنند) (و القواعد من النساء اللاتى لا يرجوننكاحا فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة ).

💡 و به هر حال همه اينها در صورتى است كه آنها خود آرائى نكنند (غير متبرجات بزينة ) وزيـنـتـهـاى پـنهانى خود را كه ديگران هم واجب است بپوشانند بايد مستور دارند، و همچنينلباسهاى زينتى كه جلب توجه مى كند در تن نكنند و به تعبير ديگر آنها مجازند بدونچادر و روسرى با لباس ساده و بدون آرايش بيرون آيند.

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز