متبایع

لغت نامه دهخدا

متبایع. [ م ُ ت َ ی ِ ] ( ع ص ) خریدو فروخت کننده با یکدیگر. ( آنندراج ). شریک شونده با هم در تجارت و معامله و خرید و فروخت و داد و ستد. ( ناظم الاطباء ). || متحد شونده با هم بواسطه بیعت کردن. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبایع شود.

جمله سازی با متبایع

💡 این گسترش دامنه مسئولیت حتی به درجه‌ای است که در بعضی موارد، شخص نسبت به تصورات ذهنی طرف معامله خود نیز مسئولیت پیدا می‌نماید؛ برای مثال ماده ۴۱۳ قانون مدنی ایران مقرر می‌دارد: «هرگاه یکی از متبایعین [طرفین قرارداد خرید و فروش] مالی را سابقاْ دیده و به اعتماد رویت سابق، معامله کند و بعد از رویت معلوم شود که مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد، اختیار فسخ خواهد داشت.»

💡 مادهٔ ۴۱۳ قانون مدنی در خصوص خیار رؤیت می‌گوید: «هر گاه یکی از متبایعین مالی را سابقاً دیده و به اعتماد رؤیت سابق معامله کند و بعد از رؤیت معلوم شود که مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد، اختیار فسخ خواهد داشت». مثلاً خریدار قبلاً باغی را دیده است و بر مبنای همان اوصافی که قبلاً از باغ در ذهنش باقی‌مانده‌است، معامله می‌کند. بعد از معامله و رؤیت باغ می‌بیند درخت‌ها خشک شده‌اند و آن باغ سابق نیست. در این‌جا خریدار به استناد این خیار، حق فسخ دارد. خیار رؤیت ویژهٔ بیع نیست و در تمام قرادادها ممکن است ایجاد شود.