مانی فریب
مترادفها
فریبنده، گولزننده، وهمآلود
لغت نامه دهخدا
مانی فریب. [ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) که مانی را بفریبد. به مجاز، آنچه بسیار ماهرانه و هنرمندانه ساخته شده باشد:
برآورد کلکی به آیین و زیب
رقم زد بر آن حوض مانی فریب.نظامی.خرد با روی خوبان ناشکیب است
شراب چینیان مانی فریب است.نظامی.
فرهنگ فارسی
آنچه بسیار ماهرانه و هنرمندانه ساخته شده باشد
جمله سازی با مانی فریب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برآورد کلکی به آیین و زیب رقم زد برآن حوض مانی فریب