ماح

لغت نامه دهخدا

ماح. ( ع اِ ) زرده یا سپیدی تخم مرغ. ( منتهی الارب ). زرده تخم مرغ یا سپیدی آن. ( آنندراج ). سپیده بیضه. ( دهار ). سفیده تخم مرغ. ( مهذب الاسماء ) ( بحر الجواهر ). بیاض البیض. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

زرده یا سپیدی تخم مرغ

جمله سازی با ماح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو گیردت تب شهوت به نیش نهی بزن رگ هوس که بود فصد ماحی حما

💡 اندوه چو ماحی گناهست خوش‌تر که در آن کشیم دم‌ها

💡 هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟ مُحْیی جان و جهان، ماحی آثار ظلامی

💡 ملک را خنجر او ماحی کفر و زللست شرع را خاطر او حامی فرض و سنن است

💡 یسکو شد ریز ریز ز فرق سر تا قدم ز ضرب سنگ و عضا به زخم سیف ور ماح

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
نابغه یعنی چه؟
نابغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز