لغت نامه دهخدا
قندشکن. [ ق َ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) ابزاری است که بدان قند خرد کنند.غالباً به شکل تیشه خرد است و گاه گازمانند بود.
قندشکن. [ ق َ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) ابزاری است که بدان قند خرد کنند.غالباً به شکل تیشه خرد است و گاه گازمانند بود.
( قَ. شِ کَ ) [ معر - فا. ] (ص فا.اِمر. ) ۱ - ابزاری به صورت تیشة کوچک یا گازانبر با لبه های تیز برای شکستن قند. ۲ - ابزاری بیشتر چکش مانند که با آن قند را به تکه های کوچک تقسیم می کنند.
( صفت اسم ) چکشی که بدان کلوخه های قند را باجزائ تقسیم کنند.
معرب
ابزاری به صورت تیشة کوچک یا گازانبر با لبههای تیز برای شکستن قند.
ابزاری بیشتر چکش مانند که با آن قند را به تکههای کوچک تقسیم میکنند.
💡 شمشیر، اسلحه، قندشکن، داس، ساطور، قفل، خنجر، قیچی، انبر و همچنین تاج علمهای عزاداری از دیگر ساختههای فلزکاران این منطقهاست. صنعت قالیبافی نیز در راین رواج دارد.