لغت نامه دهخدا
غوغ. [ غ ُ ] ( اِخ ) تلفظ ترکی گوگ که همان جوج پادشاه سرزمین مأجوج است. رجوع به گوگ، یأجوج و مأجوج و قاموس الاعلام ترکی شود.
غوغ. [ غ ُ ] ( اِخ ) تلفظ ترکی گوگ که همان جوج پادشاه سرزمین مأجوج است. رجوع به گوگ، یأجوج و مأجوج و قاموس الاعلام ترکی شود.
تلفظ ترکی گوگ که همان جوج پادشاه سرزمین ماجوج است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خانقه سینه غوغاست فقیران را ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
💡 این همه شور و شر و غوغات چیست وین همه فریاد تو از بهر کیست
💡 بدینسان نیم شب بگذشتش آنجا که ناگه خاست از هر سوی غوغ ا