لغت نامه دهخدا
عکس بردار. [ ع َ ب َ ] ( نف مرکب ) عکس بردارنده. آنکه با دوربین عکاسی عکس شخص یا شی یا منظره ای را گیرد. ( فرهنگ فارسی معین ). عکاس.
عکس بردار. [ ع َ ب َ ] ( نف مرکب ) عکس بردارنده. آنکه با دوربین عکاسی عکس شخص یا شی یا منظره ای را گیرد. ( فرهنگ فارسی معین ). عکاس.
( صفت ) آنکه با دوربین عکاسی عکس شخص یا شئ یا منظره ای را گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوانی ناشناس در حال عکس برداری در یکی از ایستگاههای مرکزی مترو است. وحید مشتاق مسئول اتاق کنترل مترو، تصویر این جوان را از دوربینهای امنیتی می بیند و به او مشکوک میشود. نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری جوان ناشناس اعزام میشوند ولی او را نمییابند تا اینکه....
💡 اولین بار، این سحابی توسط ویلیامینا فلمینگ در سال ۱۸۸۸ میلادی عکس برداری شدهاست و در رصدخانه کالج هاروارد ثبت شدهاست. این جرم همچون دندانهای تیره در میان سحابی نشری قرمز رنگ خودنمایی میکند. چهرهٔ تیرهای از سر اسب در سحابی آشکار است. این جرم در حقیقت غباری کدر است که در جلوی سحابی نشری و پرنوری قرار گرفتهاست.
💡 دوربین عکاسی اصلیترین ابزار در هنر عکاسی است. تصاویر گرفته شده ممکن است بعداً به عنوان بخشی از فرایند عکاسی، تصویربرداری دیجیتال یا چاپ عکاسی بازتولید شوند. زمینههای هنری مشابه در کنار هنر عکس برداری عبارتند فیلمبرداری به عنوان خبرنگار و فیلمبرداری جهت تولیدات سینمایی و مستند.