لغت نامه دهخدا
عنایاتی. [ ع ِ ] ( اِخ ) احمدبن احمد، مکنی به ابوالعنایات. رجوع به احمد ( ابن احمد ) در همین لغت نامه و الاعلام زرکلی ج 1 ص 30 شود.
عنایاتی. [ ع ِ ] ( اِخ ) احمدبن احمد، مکنی به ابوالعنایات. رجوع به احمد ( ابن احمد ) در همین لغت نامه و الاعلام زرکلی ج 1 ص 30 شود.
💡 عنایاتی که اصلا گفتنی نیست نهفته است ار چه هم بنعفتنی نیست