عنان فکنده

لغت نامه دهخدا

عنان فکنده. [ ع ِ ف َ / ف ِ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از جلد و شتاب است. ( از آنندراج ):
ز تازیانه جودش سمند صبر من است
عنان فکنده چو فرمان شهریار انام.عرفی ( از آنندراج ).رجوع به عنان بر کسی افکندن ( در ترکیب های عنان ) شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از جلد و شتاب است

جمله سازی با عنان فکنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌تازد از قفای هم اجزای کاینات این مشت خاک غیر عنان فکنده نیست

💡 خوش آن زمان که تو رانی عنان فکنده و جامی به صد نیاز دود پیش توسن تو پیاده

💡 زتازیانه جورش سمند صبر من است عنان فکنده چو فرمان شهریار انام

💡 کمان ناز به بازو، کمند فتنه به دست عنان فکنده سوی صیدگاه می‌آید

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز