عمون

لغت نامه دهخدا

عمون. [ ع َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِعَمی یا عَم. ( از منتهی الارب ). رجوع به عمی شود.

فرهنگ فارسی

جمع عمی یا عم و یائ منقوص آن در حالت جمع حذف شده است

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَمُونَ: کوران - کوردلان
ریشه کلمه:
عمی (۳۳ بار)

جمله سازی با عمون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 2 - سليمان صريحا دستور ساختن بتخانه داد، و روى كوهى كه در برابر اورشليم آنمركز مقدس اسرائيل قرار داشت، بتكده اى براى بت كموش بت معروف طايفه موابيان وبت مولك - بت مخصوص طايفه بنى عمون بنا كرد و به بت عشترون بت صيدونيان نيزعلاقه خاصى پيدا كرد و همه اينها در سر پيرى واقع شد!

💡 زبان موابی یا گویش موابی یک زیرزبان یا گویش منقرض‌شده از زبان‌های کنعانی است که در نیمه نخست هزاره نخست پیش از میلاد در منطقه موأب (مرکز و غرب اردن امروزی) گفتگو می‌شد. این زبان در کنار زبان‌های عمونی و ادومی و همچنین عبری و فنیقی به زنجیره گویشی گروه کنعانی زبان‌های سامی شمال‌غربی تعلق داشتند.

💡 پاسخ:مراد از جمله ((لا ريب فيه )) آن نيست كه كسى در آن شكّ نكرده و يا شكّ نمى كند، بلكه منظور آن است كه حقّانيت قرآن به قدرى محكم است كه جاى شكّ ندارد و اگر كسى شكّ كند به خاطر كور دلى خود اوست. چنانكه در آيه 66 سوره نمل مى فرمايد: (بل هم فى شك بل هم منها عمون )(112)

💡 عمونی زبان کنعانی منقرض‌شده مردم عمون بود که در اردن امروزی زندگی می‌کردند. این زبان در کنار زبان‌های موابی و ادومی و همچنین عبری و فنیقی به زنجیره گویشی گروه کنعانی زبان‌های سامی شمال‌غربی تعلق داشتند.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز