لغت نامه دهخدا
علی گو. [ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک، بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 163تن سکنه. آب آن از رودخانه تأمین میشود. و محصول آن غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
علی گو. [ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک، بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 163تن سکنه. آب آن از رودخانه تأمین میشود. و محصول آن غلات و حبوب است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکندر شهرستان تبریز
💡 چون عمر به بیهوده رود مدح علی گوی آن به که شود صرف در این ره مه وسالت
💡 یا علی گوی سر از خاک برآرم چون گل یا علی گوی نهم پا به فضای محشر
💡 در اول و آخر ز علی گوی و ز قائم عنوان به جز از آن و جز این خاتمهای نیست
💡 جامی از قافله سالار ره عشق تو را گر بپرسند که آن کیست علی گوی علی
💡 یا علی گو تا ز فیض نام او یابد ز غیب این غزل جویا خطاب عاقبت محمود را
💡 زمهر و قهر علی گو مگو زجنت و نار بیاد طلعت مویش زصبح و شام مترس