عفه

لغت نامه دهخدا

عفه. [ ع ُف ْ ف َ ] ( اِ ) پوستین پوست بره که موی آن بغایت نرم باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). پوستین از پوست بره که مویکی نرم دارد. ( صحاح الفرس ):
روی هر یک چون دو هفته گرد ماه
جامه شان عفه سموریشان کلاه.رودکی.

فرهنگ فارسی

باقی شیر در پستان چهارپایان پس از اینکه بچه آنها غالب آنرا مکیده باشد گنده پیر عجوز

جمله سازی با عفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 207 - عن ابى جعفر عليه السلام قال: ما عبدالله بشى ءافضل من عفه بطن و فرج.

💡 210 - عن ابى بصير قال: قال رجل لابى جعفر عليه السلام: انى ضعيفالعمل قليل الصيام ولكنى ارجو ان لا آكل الا حلالاقال: فقال له: اى الاجتهاد افضل من عفه بطن و فرج ؟

💡 206 - قال ابو جعفر عليه السلام: انافضل العبادع عفه البطن و الفرج.

💡 212 - عن ميمون القداح قال سمعت ابا جعفر عليه السلاميقول: ما من عباده افضل من عفه بطن و فرج.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز