طویله گاه

لغت نامه دهخدا

طویله گاه. [ طَ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان کنگاور بخش کنگاور شهرستان کرمانشاه در 5 هزارگزی باختر کنگاور و3 هزارگزی شمال شوسه کنگاور به کرمانشاه. دره و سردسیر با 72 تن سکنه. آب آن از چشمه و نهر کبوترلانه. محصول آنجا غلات دیمی و آب و قلمستان. شغل اهالی زراعت. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
طویله گاه. [ طَ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد در 32 هزارگزی خاور هرسم و 5 هزارگزی تالاندشت. دشت و دامنه و سردسیر با 250 تن سکنه. آب آن از چاه.محصول آنجا غلات دیمی و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است و از انجیرک تابستان ممکن است اتومبیل برد. چادرنشین هستند و ساختمان ندارند وزمستان بحدود بخش ارکواز شهرستان ایلام میروند، و ازطایفه چوبین هستند. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد.

جمله سازی با طویله گاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر طویله گاه اسیران حکم تو این توسن زمانه پدرام بسته باد

طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز