طع
لغت نامه دهخدا
طع. [ طَع ع ] ( ع مص ) لیسیدن. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
لیسیدن.
جمله سازی با طع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طع از رسم خواجگان هرگز شاعر خام قلتبان برداشت
💡 تا سنانت چشم پیلان از طعان بردوخته تا حسامت تاب شیران در ضراب انداخته
💡 چو نیزه گیرد و شمشیر ازو بیاموزند یلان رزم و سران سپه طعان و ضراب