صندوق سر

لغت نامه دهخدا

صندوق سر.[ ص َ ق ِ س ِرر ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از رازدار و در مقام خوش طبعی و بی تکلفی گویند: من صندوق سر کسی نیستم که حرفهای مردم را نهان دارم؛ یعنی رازی که معلوم من است فاش میکنم. ( آنندراج ):
جانم دریغ نیست ولیکن دل ضعیف
صندوق سر توست نخواهم که بشکند.سعدی.ساده لوح آن کس که کرد آیینه را صندوق سر
کی به دل اشرف ز کس پوشیده ماند راز من.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).رجوع به صندوقچه سر شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از راز دار و در مقام خوش طبعی و بی تکلفی گویند من صندوق سر کسی نیستم که حرفهای مردم را نهان دارم

جمله سازی با صندوق سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای که همچون سینه ات صندوق سری داده اند راز پنهان بر لب اظهار کافر نعمتی است

💡 جانم دریغ نیست ولیکن دل ضعیف صندوق سر توست نخواهم که بشکنند