لغت نامه دهخدا
صمغ فارسی. [ ص َ غ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مشهور به صمغ اجاص و لیکن نزد اهل شیراز صمغ بادام بری است که آن را از دو بادام نامند. ( فهرست مخزن الادویه ).
صمغ فارسی. [ ص َ غ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مشهور به صمغ اجاص و لیکن نزد اهل شیراز صمغ بادام بری است که آن را از دو بادام نامند. ( فهرست مخزن الادویه ).
مشهور به صمغ اجاص و لیکن نزد اهل شیراز صمغ بادام بری است
💡 به دلیل شباهت نام فارسی، گاهی این گونه با دیگر گونههای جنس بادام اشتباه گرفته میشود. صمغ فارسی یا زدو از این درختچه به دست میآید.