صاحب شرطه

لغت نامه دهخدا

صاحب شرطه. [ ح ِ ش ُ طَ / طِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) رئیس شرطه. رئیس نظمیه. مدیرالشرطة.
صاحب شرطه. [ ح ِ ش ُ طَ/ طِ ] ( اِخ ) رجوع به احمدبن ابان و ابن سید شود.

جمله سازی با صاحب شرطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مـؤ لف گـويـد: از اخـبـار ظـاهـر مـى شـود كـه حـضـرت صـادق عـليـه السـلام در وقـتقـتـل مـعـلى، در مـكـه بـود چـون از مـكـه تـشـريـف آورد نـزد داود رفـت فـرمـود: مـردى ازاهـل بهشت را بكشتى، گفت: من نگشتم، فرمود: كى كشت او را؟ گفت: سيرافى او را بكشتو سيرافى صاحب شرطه او بود، حضرت از او قصاص كرد و او را به عوض ‍ معلى بكشت.(219)

💡 ((مقتدر))به صاحب شرطه امر نمود كه او را 1000 ضربه شلاق بزنند اگر نمرد1000 ضربه ديگر بزنند، سپس گردن او را قطع كنند. وزير او نيز به صاحب شرطهامر كرد، اگر نمرد دو دست، و دو پا و سرش را قطع و جسدش را بسوزان، صاحب شرطهنيز اين كارها را در مورد وى انجام داد. سرش را نيز برپل ((بغداد)) نصب كردند. اين واقعه در سال (390 ه -) واقع شد.)) (801)

الهی یعنی چه؟
الهی یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز