شوی جو

لغت نامه دهخدا

شوی جو. ( نف مرکب ) جوینده شوهر. طلب کننده شوی:
گیتی زنی است خوب و بداندیش و شوی جو
باعذب و فتنه ساز به گفتار ساحره.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

جوینده شوهر طلب کننده شوی

جمله سازی با شوی جو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تن خرد او بهر شوی جوان چو آب بقا در سیاهی نهان

💡 غرض چه‌گویم زن از قفا چو حلقه به‌در ز پیش شوی جوان گرم حلقه‌ جنبانی

💡 زن ازین گونه خشن گفتارها خواند بر شوی جوان طومار‌ها

💡 ای آنکه بود مایل امرت فلک پیر آنقدر که بر شوی جوان میل ضجایع