لغت نامه دهخدا
شراط. [ ش ِ ] ( ع مص ) مشارطة. هر یک از دو تا بر دیگری شرط کردن. ( ناظم الاطباء ). این مصدر در متون دیگر نبود. در تاج العروس مشارطة به معنی «شرط کل منها علی صاحبه » آمده است.
شراط. [ ش ِ ] ( ع مص ) مشارطة. هر یک از دو تا بر دیگری شرط کردن. ( ناظم الاطباء ). این مصدر در متون دیگر نبود. در تاج العروس مشارطة به معنی «شرط کل منها علی صاحبه » آمده است.
مشارطه هر یک از دو تا بر دیگری شرط کردن این مصدر در متون دیگر نبود.
💡 انتخابات ریاست جمهوری تونس با شرکت ۸۴ درصد واجدین شراط برگزار شد و زین العابدین بن علی با کسب نزدیک به ۹۰ درصد آرا در آن پیروز شد.در حالی که گروه های حقوق بشری و مخالفان دولت تونس این انتخابات را ناعادلانه توصیف کرده اند،رئیس هیات ناظران اتحادیه آفریقا روند انتخابات را آزاد و عادلانه خوانده است.بیبیسی فارسی
💡 تیتراسیون رسانایی سنجی بیشتر برای تیتراسیون محلولهای خیلی رقیق و اسیدها و بازهای ضعیف به کار میرود. شراط لازم برای انجام تیتراسیون این است که نمونه و استاندارد یونی باشند. این روش در مورد واکنشهای اکسایشی-کاهشی مناسب نیست.
💡 محققان از اهل سنت و شيعه به اينجا رسيده اند كه هر كس به حضرت مهدى، عليه السلام،كفر بورزد به حضرت محمد كفر ورزيده است و اين نيست مگر به خاطر آنكه مساءله مهدىبه تواتر اثبات گشته و از ضروريات دين است و به اجماع علما هر كس منكر آن شودكافر است. ر.ك: البرزنجى، محمدبن رسول، الاشاعة لا شراط الساعة، بحث راجع بهمهدى، عليه السلام. و ما در مقدمه كتاب راجع به تواتر، بحث كرديم.
💡 2- همه قوانين الهى در زمان و شراط خودش ارزش دارد. ( آيةً مكان آية )