شخنشار

لغت نامه دهخدا

شخنشار. [ ش َ خ َ ] ( اِ ) نام مرغی است آبی و تیره گون و میان سر او سفید میباشد. ( برهان ).مرغی است تیره گون آبی میانه سرش سپید بزرگ بود و بعضی میانه. ( اوبهی ). ظاهراً کلمه مقلوب خشنشار و خشنسار است و رشیدی گوید اصح خشیسار است. ( حاشیه برهان چ معین ). رجوع به خشین سار و خشسار و سارخشین شود.

فرهنگ فارسی

نام مرغی است آبی و تیره گون و میان سر او سفید میباشد.

جمله سازی با شخنشار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لب چشمه‌ها بر شخنشار و ماغ زده صف سمانه همه دشت و راغ