لغت نامه دهخدا
سکل. [ س ِ ] ( ع اِ ) ماهی است سیاه. ( منتهی الارب ).
سکل. [ س ِ ] ( ع اِ ) ماهی است سیاه. ( منتهی الارب ).
ماهی است سیاه
سکل، روستایی در دهستان بیکاه بخش بیکاه شهرستان رودان در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲٬۱۸۷ نفر ( ۶۱۰ خانوار ) بوده است.
💡 در کنار زبانهای مجارستانی و سربو-کروآتی، سکلی به زبانهای آلمانی، اسپانیائی، انگلیسی، فرانسوی و اسپرانتو صحبت میکرد.
💡 زبانهای اصلی سکلی برای تألیف اسپرانتو، اسپانیائی و سربو-کروآتی بود. به قلم او بیش از ۳۰ کتاب - بهخصوص پژوهشها، رمانها، حکایات و اشعار مرتبط با سفرنامه - نگاشته و منتشر شدهاست.
💡 اسکل بروم (اردو: سکل برم) کوهی در رشتهکوه قرهقروم در ناحیه خودمختار گلگت—بلتستان پاکستان است که در حدود ۹ کیلومتری غرب-جنوبغربی قله کی۲ قرار دارد. این کوه در سمت غربی یخچال گادوین-آستین و تقریباً در سمت مقابل قله برود پیک قرار دارد.
💡 خواهشان چون تار چنگی بر سکل خواهشان چون نای گیر و مینواز