سلسی
لغت نامه دهخدا
سلسی. [ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سرشیو بخش مریوان شهرستان سنندج، دارای 280 تن سکنه و آب آن از چشمه است. محصول آن غلات، لبنیات، توتون و این ده در دو محل بفاصله دوهزار متر واقع و به سلسی بزرگ و سلسی کهنه یا سفلی معروف است. سکنه سلسی بزرگ 180 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با سلسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روستای باشماق در منطقۀ تیلهکوی شهرستان سقز، به همت انجمن هیوای زانست شهر سقز، یک مرکز خیریه و همچنین اهالی این روستا کتابخانهای ساختهشد که به یادبود کشتهشدگان ماجرای سلسی، «کتابخانۀ شهید شریف باجور» نامگذاری شد. این کتابخانه روز ۲۲ شهریور ۱۳۹۷ با حضور سه تن از اعضای انجمن چیای سبز مریوان به نمایندگی از این انجمن افتتاح شد.
💡 شریف باجور روز شنبه سوم شهریور ۱۳۹۷ به همراه امید کهنهپوشی و دو تن از جنگلبانان مراتع سلسی در شهرستان مریوان در میان آتش گرفتار شدند و جان باختند.