لغت نامه دهخدا
سعانین.[ س َ ] ( معرب، اِ ) بر جمع. عیدی است مر ترسایان را یک هفته پیش از عید فِصْح و در آن روز با چلیپای خودبیرون می آیند. لغت سریانی است معرب و گفته اند واحد آن سعنون است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). عید ترسایان.( مهذب الاسماء ). سعانین آخرین یکشنبه است اندر روزه ٔبزرگ ایشان و تفسیر او تسبیح باشد. و بدین روز مسیح علیه السلام به بیت المقدس اندر آمده بر ماده خری نشسته و خر کره از پس وی همی دود و مردمان پیش او تسبیح همی کردند تا بمزکت اندر آمد و... ( التفهیم ص 249 ).