لغت نامه دهخدا
سایه دست. [ ی َ / ی ِ دَ ] ( اِ مرکب ) احتراماً. توصیه کتبی. سفارش کتبی در حق کسی: یک سایه دستی مرحمت فرمائید.
سایه دست. [ ی َ / ی ِ دَ ] ( اِ مرکب ) احتراماً. توصیه کتبی. سفارش کتبی در حق کسی: یک سایه دستی مرحمت فرمائید.
احتراما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سایه دست ولایت آن بلند اقبال را هست چون مهر نبوت جد او را پشتبان
💡 اگر سیاره گردون سراسر مشتری گردد نیفتد بر سر من سایه دست خریداری
💡 پای فیلان سایه دست حمایت می شود در زمان حفظ او بر فرق مور ناتوان
💡 چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد که تا به سایه دستی کند حمایت ما؟
💡 چهره یوسف ز سیلی گرمی بازار یافت سایه دستی از اخوان وطن می خواستم
💡 همت آن است که در پرده شب جود کنند سایه دست کرم بر سر سایل بارست