لغت نامه دهخدا
ساویز. ( ص ) شخص خوش خلق. نیک خو. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ):
دلربا شوخ باید و خونریز
نزد عاشق نه مشفق و ساویز.علی فرقدی.
ساویز. ( ص ) شخص خوش خلق. نیک خو. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( آنندراج ):
دلربا شوخ باید و خونریز
نزد عاشق نه مشفق و ساویز.علی فرقدی.
(ص. ) نیکخوی.
خوش خلق، نیک خو.
( صفت ) خوش خلق نیکخوی.
اسم: ساویز (پسر، دختر) (فارسی) (تلفظ: sāviz) (فارسی: ساويز) (انگلیسی: saviz)
معنی: خوش خلق، نیک خو، شخص خوش اخلاق و نیک خو ( ی )
💡 تسنیم نوشت که کشتی ساویز «در دریای سرخ بهمنظور پشتیبانی از تکاورهای ایرانی که به مأموریت اسکورت شناورهای تجاری اعزام میشوند مستقر بوده است.» اما به گفته مؤسسه نیروی دریایی ایالات متحده «ساویز یک کشتی تجسسی نظامی مخفی تحت خدمت سپاه پاسداران است.» روزنامه اسرائیلی هاآرتس گزارش داد که کشتی ساوین «از نوع تجسسی و در خدمت سپاه پاسداران بوده است.».
💡 این سینما در گوهردشت واقع شدهاست. سینما ساویز در سال ۱۳۸۱ با ۳ سالن افتتاح شد.