زمنه

لغت نامه دهخدا

( زمنة ) زمنة. [ زُ ن َ ] ( ع مص ) برجای ماندن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). زمن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زَمَن شود.
زمنة. [ زَ م َ ن َ ] ( ع اِ ) روزگار. زمان. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به زمان و زمن شود.

جمله سازی با زمنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزار بار شنیدم که گفته‌ای فیّاض که هست شمع هنر در زمنه زو روشن

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
لئون کاهون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز