زلا

لغت نامه دهخدا

زلا. [ زَل ْ لا ] ( ع ص ) ( از: «ز ل ل » ) زن سبک سرین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کمانی که تیر از آن زود بلغزد و برآید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
زلا. [ زُ ] ( اِخ ) رجوع به زولا ( امیل... ) شود.

جمله سازی با زلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سحرگه در جهان جان بعون مبدع اشیا مسافت قطع می کردم زلا تا حضرت الا

💡 زلا مگذر تو در الّا نظر کن از این معنی دل خود را خبر کن

💡 گو عدم بر عدم چه می‌بندی کی توان کرد کی زلا شَی شَی

💡 شد آب آن در ناب، صافی زلای بموج آمد آن قطره ی بحرزای

💡 زلا مگذر تو تا الّا شوی کل یقین دیدار جان الّا شوی کل

آبجی یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز