کلمهی «زردوست» در منابع قدیمی فارسی به معنای فردی بخیل، ممسک و پولدوست است و کنایه از کسی است که در صرف کردن مال و دارایی خود سختگیر و محتاط است. این واژه بار منفی اخلاقی دارد و برای توصیف شخصی استفاده میشود که تمایل زیادی به نگهداشتن ثروت و امتناع از بخشش یا کمک به دیگران دارد. «زردوست» علاوه بر بخیل بودن، میتواند به معنای رذل و فردی با رفتار نامطلوب در امور مالی نیز به کار رود. در ادبیات فارسی، این واژه گاهی به صورت کنایی برای نقد طمع و حرص انسانها نسبت به مال و دارایی استفاده شده است و تصویری از فردی را ارائه میدهد که بیشتر به ثروت خود میاندیشد تا به نیاز دیگران. از نظر معنایی، «زردوست» با واژههایی چون بخیل، ممسک، پولدوست و رذل همخانواده است و همواره بر حرص و سختگیری فرد در امور مالی تأکید دارد. به این ترتیب، این واژه نمادی از خساست و دلبستگی شدید به مال است که رفتار فرد را در زندگی اجتماعی و اقتصادی تحت تأثیر قرار میدهد.
زردوست
لغت نامه دهخدا
زردوست. [ زَ ] ( ص مرکب ) کنایه از بخیل. ( آنندراج ). ممسک. بخیل. پول دوست. رذل. ( ناظم الاطباء ). بخیل و ممسک. ( شرفنامه منیری ):
زردوست از دست جهان در پای پیل افتاده دان
ما زیر پای دوستان، زر پیل «؟» بالا ریخته.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 377 ).
جمله سازی با زردوست
💡 بنابراين، ايجاب زكات برچنين طيف متكاثر زردوست محتكر، موجب اميدوارى جامعه انسانىاست؛ زيرا تعديل دوستى دنيا و محبّت دينار مايه رهايى از هر خطا و خطيئه است و برخىحديث معروف حبّ الدنيا، رأ س كل خطيئةٍ (290) را حبّ الدينار رأ سكل خطيئة قرائت كرده اند.(291)
💡 هست زردوست چنان حاسد جاهش که بطبع خویشتن بکشد چون دید زراندودی جام