لغت نامه دهخدا
زرداشت. [ زَ ] ( اِخ ) رجوع به زردشت و مزدیسنا شود.
زرداشت. [ زَ ] ( اِخ ) رجوع به زردشت و مزدیسنا شود.
اسم: زرداشت (پسر) (فارسی)
معنی: زرتشت، دارنده شتر زرد، نام پیامبر ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی
💡 ز گفت من که طبع آب زرداشت فزون از صد قصیده هم ز برداشت