روحی فداه

لغت نامه دهخدا

روحی فداه. [ ف ِ ] ( ع جمله ٔدعایی ) جانم فدای او باد. رجوع به روحی فداک شود.

فرهنگ فارسی

جانم فدای او باد

جمله سازی با روحی فداه

💡 نفس کافر کیش را در راه او روحی فداه هر نفس چون کیش اسماعیل قربان کرده‌اند

💡 مختصر او در بر یکتا آله آمده مختار که روحی فداه

💡 گفت شاه اولیا روحی فداه در دعا کای سید من وی اله